جمال رضايى

330

بيرجندنامه ( فارسى )

را « منظريّه » نام نهاد . « منظريّه » را بعدا مرحوم « سرّ الحقّ حقيقى » داروساز معروف آن زمان خريدارى كرد و . . . 2 - 1 - كنسولگرى روسيّه : در دههء پايانى سدهء سيزدهم خورشيدى غير از دولت انگليس رقيب بزرگ و مقتدر آن دولت - يعنى دولت روسيّهء تزارى - نيز براى آن‌كه از قافله عقب نماند يك كنسولگرى در بيرجند داير كرده بود تا بهتر بتواند با رقيب مقابله و منافع خود را حفظ كند . اين كنسولگرى تا انقلاب اكتبر ( 1917 ميلادى ) داير بود و پس از آن تعطيل و برچيده شد ، با اين ترتيب در آغاز سدهء چهاردهم خورشيدى دولت روسيّه كه به نام « اتّحاد جماهير شوروى سوسياليستى » موسوم گشته بود ديگر كنسولگرى در بيرجند نداشت . كنسولگرى روسيّه نيز مانند كنسولگرى انگليس در محلّهء خيرآباد واقع بود و خانهء مرحوم « باشى » را در اجاره داشت . روسها كنسولگرى خود را در بيرجند با همان سازمانى تأسيس كرده بودند كه كنسولگرى انگليس تشكيل شده بود يعنى هم يك شاخهء نظامى داشت و تعدادى افسر و درجه‌دار قزّاق در آن فعاليّت مىكردند و هم يك شاخهء پزشكى كه درمانگاهى را به صورت رايگان اداره مىكرد و بيماران را درمان مىنمود و به آنان داروى مجّانى مىداد . كنسول روس در آغاز دههء دوم سدهء بيستم كلنلى بوده به نام « ويگورنيتسكى » كه بعدها به درجهء ژنرالى هم رسيده . او مردى هنرمند بوده و ويولون خوب مىنواخته است ولى جانشينش مردى تندخو و خشن و مستبد بوده است « 1 » . يادداشت - استاد دكتر محمّد حسن گنجى در ترجمهء كتاب « نامه‌هايى از قهستان » يادداشتى دربارهء كنسولگرىهاى انگليس و روسيّه نوشته‌اند كه چون از مشاهدات عينى ايشان است حائز اهميّت بسيار مىباشد و بجا مىدانم كه آن را عينا در پايان سخن نقل كنم : « 3 - كنسول‌خانه‌هاى روس و انگليس هردو در محلّهء جديد آن روز شهر بيرجند يعنى در خيرآباد كه محلّ سكونت خانوادهء ما ( گنجى ) بود ، قرار داشت و در نتيجه هم سربازان و درجه‌داران هندى ارتش انگليس و هم قزّاق‌هاى روسى با همسايه‌ها حشرونشر داشتند . آنچه براى من خاطره‌انگيز بود وضع قزّاق‌ها يا سربازان روسى بود كه هميشه به لباس چرمى بلند و چكمه و كلاه‌هاى پوستى بزرگ ملبّس بودند . آنها شبها دور هم جمع شده با آهنگ آكوردئونها يا گارمانهاى خود آوازهاى دسته‌جمعى مىخواندند و هميشه شب‌نشينى خود را با يك رقص

--> ( 1 ) . نك : تقريرات كلنل علينقى وزيرى . " امير قاين " . ص 290 .